بیوگرافی محمدرضا علیمردانی خواننده و همسرش + عکس ها و دوبلور دیرین دیرین

بیوگرافی محمدرضا علیمردانی و همسرش

محمدرضا علیمردانی صداپیشه و بازیگر و خواننده ایرانی در سال یازدهم خرداد ماه 1355 در تهران دیده به جهان گشوده است و مدرک تحصیلی را در رشته تئاتر ،

نمایش و بازیگری گرفته است.

او از روز تولد بیماری لارنژیت داشته است که به صورتی ارثی به این بیماری دچار بوده است.

علیمردانی تا سن 14 سالگی توان حرف زدن نداشته است .

محمدرضا علیمردانی

عکس های محمدرضا علیمردانی خواننده

این هنرمند کشورمان به علت بیماری عجیبی که داشته است داستان زندگی متفاوتی دارد که در این پست گفتگوی طولانی و البته خواندنی در مورد زندگی شحصی اش را برای شما عزیزان تهیه کرده ایم و در اختیار شما قرار داده ایم به بهانه انیمیشن‌های کوتاه «دیرین دیرین» و سریال نوروزی «قرعه» به سراغ او رفتیم و از ابتدای دوران کاریش تا به امروز با او گفتگو کردیم، از گویندگی تا بازیگری و حالا خوانندگی:

ازدواج و عکس همسر محمدرضا علیمردانی

وی ازدواج کرده است و وارد زندگی مشترک شده و یک دختر به نام سارا دارد .

بیوگرافی محمدرضا علیمردانی و همسرش

مصاحبه با آقای علیمردانی

آقای علیمردانی، شما در حوزه‌های مختلف هنری فعالیت کردید. این فعالیت‌های هنری شما از چه زمانی شروع شد؟

من متولد سال ۱۳۵۵هستم. گرافیک خوانده‌ام و با «مجید آقا کریمی» و «هادی کاظمی» همکلاس بودم

و از سال ۱۳۷۰ همزمان رفتن به هنرستان، در «کانون تربیتی فرهنگی حر» در میدان راه‌آهن نیز فعالیت می‌کردم.

آنجا «سید جواد هاشمی» مسئول ثبت‌نام و سرود

بود و در چند کلاس هم درس می‌داد. با دوستانی نظیر علی سلیمانی، علی سرور، عباس حبیبی

مهدی بهمن، آرش بزرگ‌زاده و… تیمی بودیم و خیلی خودجوش به کلاس تئاتر و بازیگری می‌رفتیم و دوره می‌دیدیم

و یاد می‌گرفتیم. سال ۱۳۷۴ برای اولین بار روی سن تئاتر شهر اجرای حرفه‌ای کردیم.

همان سال برای اولین بار جلوی دوربین رفتم. کاری بود که حمید فرخ‌ نژاد کارگردانی می‌کرد

و رامبد جوان دستیارش بود و کلی ریش داشت. دیگر هیچ‌کسی رامبد را با آن همه ریش ندید!

بیوگرافی محمدرضا علیمردانی و همسرش

پس اولین کاری که جلوی دوربین رفتید پخش نشد؟

پخش نشد. سال ۱۳۷۴ بود.

یعنی تقریباً ۲۰ ساله بودید.

بله، ولی در تئاتر شهر اجرای‌مان را رفتیم. اولین کاری که اجرا کردیم، نویسنده و کارگردان‌اش

آقای «شارمین میمندی‌نژاد» بود. کاری به اسم «درج مشکین» یا «آخرین نواده نمرود» بود.

بعد همان سال آقای «سیاوش طهمورث» کاری به نام «نقل قول عاشقان» داشت که دعوت کردند

و آنجا هم افتخار پیدا کردیم بازی کنم و بعد از آن مسیر کار هموار شد.

پس شما در تئاتر جایگاه خودتان را پیدا کردید. چه شد که بازیگری تلویزیون و صداپیشگی روی آوردید؟ از چه زمانی فعالیتتان در این زمینه آغاز شد؟

در زمستان سال ۱۳۷۵ در کنکور دانشگاه آزاد در رشته بازیگری قبول شدم.

بیوگرافی محمدرضا علیمردانی و همسرش

فعالیت‌های شما در زمینه‌ی صداپیشگی و دوبله از کجا آغاز شد؟

قبل از آغاز دهه ۸۰ و در اواخر دهه ۷۰ وارد کارهای صوتی هم شدم، یعنی هم نریشن می‌گفتم،

هم جای عروسک حرف می‌زدم و کم‌کم دوبله را یاد ‌گرفتم که داستان‌اش طولانی است.

کار صدا هم از آغاز دهه ۸۰ شروع شد و ادامه یافت و من این بخش را جدی گرفتم. هدف‌ام بازیگری بود و هست،

ولی کار صداپیشگی هم سر راه‌ام قرار گرفت و آن را جدی گرفتم و مدیر دوبلاژ و ناظر کیفی دوبلاژ

و گوینده اصلی خیلی از نقش‌ها شدم و بحث صدا هم این‌جوری ادامه پیدا کرد. همیشه

هم دنبال چیزهای تازه و نو بودم که کار جدید بسازم و تجربه‌های جدید پیدا کنم و کاری را که هنرپیشه‌های بزرگ روی

صدا انجام داده بودند، تجربه کنم و از این طریق خیلی چیز یاد گرفتم.

در خلال کار صدا، کار تصویر و صحنه هم می‌کردم، ولی کار صدا پررنگ‌تر پیش رفت. آن‌قدری که دوست داشتم

در بازیگری فعال باشم، نمی‌توانستم. تنها برای ارتزاق و رفع مشکلات مادی‌ام این کار را می‌کردم

چون حرفه دیگری را بلد نبودم و سرمایه‌ای هم نداشتم و از طریق مجموعه این کارها ارتزاق می‌کردم، بنابراین بسیاری

از کارهای آن موقع روی میل و سلیقه خودم نبود. خیلی مواقع ناچار بودم بین بد و بدتر انتخاب کنم.

کار صدا هم آن‌قدرها درآمد نداشت که بتوانم با آن زندگی‌ام را بچرخانم. خیلی زود هم ازدواج کردم.

بیوگرافی محمدرضا علیمردانی و همسرش

چند سالگی؟

۲۲ یا ۲۳ سالگی.

آن هم اجباری و به اصرار خانواده بود؟

نه، در دوران دانشجویی با ایشان که روان‌شناسی می‌خواند آشنا شدم. شش هفت ماهی هم بیشتر آشنایی ما طول نکشید

که ازدواج کردیم و سال بعد هم بچه‌دار شدیم. دخترم الان پانزده ساله است.

هر دو هم خردادی هستیم. من در خردادماه ۴۰ ساله می‌شوم و او شانزده ساله. من ۱۱ خرداد هستم.

در هر حال مجبور بودم خرج زندگی‌ام را در بیاورم. همزمان دانشجو هم بودم و ناچار بودم خرج دانشگاه‌ام را هم در بیاورم و آن را به سرانجام برسانم.

به همین دلیل در بسیاری از مواقع ناچار بودم بین بد و بدتر یکی را انتخاب کنم، چون کار دیگری که نداشتم. همین‌طور جلو آمد و پله‌پله…

خودتان هم هنوز پرهیزهایی دارید یا دیگر تمام شده است.

هنوز پرهیزهایی دارم، چون همچنان سینوس حساسی دارم.

هنوز ورم لارانژیت دارم و اگر مراعات نکنم، برمی‌گردد.بیوگرافی امید حاجیلی

از این طریق کسب درآمد هم می‌کنید؟

بله، سال‌هاست با صدای‌ام پول در آورده‌ام.

✅ لینک این صفحه برای ارسال به دوستان:

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.